Friday, October 21, 2011
سنگینی
می نویسم که یادمان نرود چه قولها که ندادهایم و چه آسمان و ریسمان که نبافتهایم
دلم برای سنگینی چیزی تنگ شده که دیگر نمیدانم چیست
0 نظر:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Dilemmaa
Flaming
Insomniac
It's a deja vu!
It's Dark, so we shan't be Seen!
خرس قطبی
سالگشتگی
و ندانستن
کشتی نوح
هذیانهای مکتوب
روزگار وحشی بودن
0 نظر:
Post a Comment